الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

147

الغدير ( فارسي )

يزع الهيام عن الثرى و يمده بطح بهايله عن الكثبان ( 1 ) و ديگرى گويد : اذا تبطَّحن على المحامل تبطَّح البطَّ بجنب الساحل ( 2 ) و بطحاء مكه و ابطح آن بمناسبت گسترش ( ريك و شن در آنجا ) معروف است ، بطحان بضمّ باء و سكون طاء و غالب بر اين كلمه همين است - ابن اثير در « النهاية » با سكون طاء را صحيح تر دانسته ، و عياض در « المشارق » گفته كه : اهل حديث چنين ( به سكون طاء ) آن را روايت ميكنند ، و از استادان خود چنين شنيديم و لكن صحيح فتح باء و كسر طاء است مانند قطران . و قالى در « البارع » و ابو حاتم و بكرى ( در « المعجم » ) قيد و تصريح نموده‌اند كه ضبط درست آن همين است ، و بكرى اضافه نموده كه جز اين روا نيست ، ( در هر صورت ) كلمه نامبرده يكى از سه وادى مدينه است ( عقيق . بطحان . قتاة ) و ابن اثير آن را بفتح طاء نيز روايت نموده و جز او بكسر روايت كرده‌اند . در حديث وارد است كه : عمر اول كسى است كه « بطح المسجد » و گفت : « بطَّحوه من الوادى المبارك » . تبطيح - مسجد بمعنى گستردن سنگ ريزه در آن و هموار كردن زمين است با آن ، و در حديث ابن زبير است : مردم را براى بطح كف مسجد با سنگ ريزه دعوت نمود ، يعنى فرش كردن آن با آن . انبطح الوادى فى هذا المكان و استبطح ، يعنى : وادى در اين مكان توسعه يافت و در نسبت دادن به بطحان مدينه . بطحانيون . گفته مىشود اه ( 3 ) . و يعقوبى در كتاب « البلدان » ص 84 گويد : و از واسط تا بصره راه در شن زارها

--> ( 1 ) بر طرف مىكند شدت تشنگى را از خاك آن ابر يا باران و گسترش و بسيارى آن سبب فرو ريختن از ريكها مىگردد . ( 2 ) زمانيكه پهن شدند بر روى كجاوه‌ها مانند پهن شدن اردك در كنار ساحل . ( 3 ) و براى اين مطالب نامبرده شواهدى در كتب لغت مانند صحاح و قاموس و نهاية و صراح و طراز و غيره هست .